نام:گمنام شهرت:آواره شغل:عاشق نام پدر:پریشان نام مادر:گریان نام خواهر:نگران نام برادر:انتظار نام دوست:بی خیال محله:از دیارفراموش شدگان درد:سکوت غزل:آه دبیرستان:عاشقان جرم :به دنیا آمدن محکوم:به زندان پلاک:بیکران نشانی:شهر صفا,میدان وفا,بزرگراه محبت,خیابان آشنایی, چهار راه سر گردانی, کوچه عشق ,خانه آخرت
با سلام سلامی که در اشکم پنهان و در گونه هایم جاریست نمی دونم چی گم می خوام بگم ولی نمی دونم چرا نمیتونم راحت حرف بزن هیچ کس تو زندگی من نیست که دوسش داشته باشم و بخوام با هاش درد دل کنم چون خودم نخواستم نمی خوام چون از عاشق شدن خیری ندیدم دلم از عشق خونه خونه بد دارم میکشم دیگه همین روزا است بزنم به سیم آخر و خودم بکشم آخه خسته شدم خسته خسته دیگه طاقت ندارم یه زخمی رو قلبم که الان یک ساله جاش مونده خوب نمیشه خیلی آزارم میده دیگه طاقت ندارم تا حالا شده بدونید تو زندگتون کسی دوست نداره تا حالا شده شبا با بغض بخوابی صبح ها با گریه بلند شید دیگه نمی تونم دیگه صبرم تموم شد دیگه نمیتونم طاقت ندارم تواین مدت همش یه چشم خون بود و یه چشم خون آبه آخه مگه من چند سالمه که الان باید دوچاره این وضعیت بشم چرا چرا چرا اصلا چرا یه روز آدم به دنیا مییاد یه روزم از دنیا می ره چرا بگید چرا چرا و چرا.........؟
تو رو خد بگید نره
آی آدما٬ آی غنچه ها٬ آی کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره
پیاده ها ٬سواره ها ٬مسافرای جاده ها٬ تو رو خدا بگین نره