سه سال بعد
محزون

سامرا شد بیت الاحزان
چشم زهرا گشته گریان
گوید ای نورِ دو دیده
ای حسن جانم حسن جان
یا ابا المظلوم (3)
آمده مهدیِ دل خون
با دلی غمگین و محزون
از وداعِ آخرینش
عرشیان گردیده مجنون
یا ابا المظلوم (3)
وقتِ هجرانِ حسن شد
کودکش غرقِ مَحَن شد
شیعه چون صاحب زمانم
رخت ماتم را به تن شد
یا ابا المظلوم (3)
السلام علی الشیب الخضیب السلام علی الخد تریب السلام علی البدن السلیب السلان علی الثغر المقروع السلام
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب
سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر
سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر
سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش
سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش
نامه های بارانی
این اشکم که نامه را کشیده حرف دلم را توش چشیده
شکلهای که کشیده شبیه قلب سیخ کشیده
آره قلب من که توی این کشیده که از غمت چنین پر کشیده
نامه خیس خیس شد دلم چنین اسیر شد


من از ساحل اشکها می نویسم
از غربت و تنهایی دلها می نویسم
از عشق پاک لیلی و مجنون و
شیرین و فرهاد می نویسم
از تمنای محبت از دوری کویر و آب دریا
از صدای هدهد مرغ عشق "در قفس
می نویسم این چنین از عشق یار
تا بخواند این دکلمه با شور حال
میبوسم منتظر حضور سبزتون هستم زود بیایین دلم گرفته چون دوباره یاد گذشته خوبم افتادم چو اون آهنگ که همیشه
گوش میکردیم گوش کردم یاد گذشته افتادم بچه ها زود تر بیایین منتظرم
دوستون دارم
در كلاس ادبيات معلم گفت فعل رفتن را صرف كن
رفنم ... رفتي .............. رفت ..
ساكت مي شوم و مي خندم
خنده ام تلخ مي شود
استاد داد مي زند خب بعد ادامه بده و من مي گويم
بتراش اي سنگ تراش .....
سنگي از معدن درد بهر مزارم بتراش
روي سنگ قبر من
عكسي از چهره زيباي نگارم بتراش
بنويس اي سنگ تراش عاقبت شدم فداش ...
بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش
روز آشناييمون رو تن درخت بيد ......
يار بي وفاي من عكس دو تا دل رو كشيد
كفت يكي از اون دلها فداي اون يكي بشه ...
عاقبت كشت دلمو تا كه به آرزوش رسيد
رفت و رفت و رفت عاقبت با رفتنش دلم شكست
تكيه بر دوست مكن محرم اسرار كسي نيست ما تجربه كرديم كسي يار كسي نيست
چه فحش هایی که نخوردیم به جرم حق گویی و مخالفت با قانون گریزی و دروغ و عوام فریبی و پوپولیستی احمدی.... به جرم هواداری از میر حسین شدیم بی غیرت بی ناموس بی دین و دجّال و هزارن ناروای دیگر...... خدایا چه میگذرد در این زمان که یک عده اصولگر خود را امام عصرو علی میدانند و خود میزان شده اند؟ وای بر شما مسلمانانی که تهمت میزنید...... می گویند ما قرآن بر شمشیر گرفته ایم.... جوانانی که نیروی تخلیه نشده شان را با بستن پارچه سبز و شور و نشاط تخلیه میکنند را به سگ هایی مثال میزنند که پارچه سبز دور سرشان بسته اند.... بعد خود را به مانند امامان میدانند که هاله های نور دور سرشان است...... خود را وارث خون شهدا و انقلاب می دانند و مخالفین خود را کافر و ضد انقلابی..... و خدایی در این نزدیکی است.....
سال 1388 بر تمامی دوستان گلم مبارک
سال 1388 بر تمامی دوستان گلم مبارک

سال پر برکتی واسه شما هموطنان عزیز ارزو میکنم امیدوارم سال خوبی کنار خانواده داشته باشید


عید شما مبارک
من که می دان شبی عمر م به پایان میرسد
وقتی میگن یه آدم دنیا فقط دو روزه آدم دلش میسوزه ای خدا ای خدا
آدم که به گذشته یه لحظه چشم میدوزه بیشتر دلش میسوزه ای خدا ای خدا
دنیا وفا نداره چشمش حیا نداره هیچکس وفا نداره ای خدا ای خدا
دلی میخواد از آهن هرکی میخواد مثل من اینقدر دووم بیاره ای خدا ای خدا

بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته





هرکس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید که چرا می شکند
بشکست دلم کس صدایش نشنید
آری دل من چه بی صدا می شکند
یا حسین شهید
مگه عیسی گل مریم به مسیحی مقتدی نیست.
مگه موسی پور عمران به خلیلی رهنما نیست.
مگه زرتشتی و بودا واسه آتیش نمی میرند.
پس چرا حاجتا شونو از آقای ما میگیرند.
