تنهایی
یادش به خیر وقتی که سوم ابتدایی بودم میگفتم یا خدا کی میرم راهنمایی؟
رفتم راهنمایی گفتم کی میرم دبیرستان؟
رفتم دبیرستان گفتم کی میشه ۱۸ سالم که بشم یه زن؟
شد ۱۸ سال گفتیم کی بزرگتر میشم؟
الان یزرگ شدم اما میگم کی میشه ۹سالم شه؟
کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم اکنون بزرگیم چه دلتنگیم!
اون موقع فکر میکردم خدا مهربونه اما نمی دونستم که این گذره زمونه
حالا چرا بر نمیگردم به عقب؟
چرا الان غصه ها تموم نمیشه چرا؟
هه هه
میدونم که انجام نمیشه اما دارم دعا میکنم چرا؟
خدا فقط به من تنهای داد،آدم تنها میدونه مزه تنهایی چیه.