ای اشک اهسته بریز که غم زیاد استهنوز
دیشب تو فکرت بودم که یه قطره اشک از چشمام جاری شد...
از اشک پرسیدم چرا اومدی؟
گفت: آخه تو چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست.

کاشکی دوستیها مثل رابطهّ دست و چشم بود
وقتی دست آسیب می بینه چشم اشک می ریزه
و وقتی چشم اشک می ریزه دست اشکا رو پاک می کنه
آرزوهاتو يه جا يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه خدا يادش نمي ره
اما تو يادت ميره كه چيزي و كه امروز داري آرزوي ديروزت بود!
فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري
و بدست بيار چيزي رو كه نمي توني فراموش كني!
*******
